میر مریم خانوم و حکایتش با من
86/05/17
یادم میاد از اون موقعی که فهمیدم نذر و نیاز چیه،اصلا واسه چی نذر میکنن،
به کی نذرمیکنن همیشه اسم یک خانومی رو اول میاوردم و اکثر نذرامو به
اسم اون خانوم محترم میکردم. حالا چراشو نمیدونم.یه حس عجیبی نسبت بهش
داشتم و دارم.البته تا حالا ندیدمش،یعنی دقیقا من یک ساله بودم که فوت کرده
(البته از روی حکاکی که روی سنگ مزارش بود متوجه شدم).
خلاصه کلام که ارادت خاصی بهش دارم.حالا جالب اینجاست که تو این چند
ساله مدام تصمیم داشتم سر مزارش برم و از نزدیک ببینمش،تا اینکه امسال
صبح جمعه ای عزممو جزم کردمو،صبح علی الطلوع راهی قبرستان شدم.
باور نمیکردم قبرش اینقدر ساده باشه،در همون حال فاتحه ای دادمو با اینکه
دلم گرفته بود از اونجا دور شدم.شاید بگین چرا ماوی این پستشو به مرده
و قبرستون اختصاص داده،ولی باور کنین من به این خانوم مدیونم،خیلی وقتها
که تو بدترین شرایط قرار میگرفتم،ناخودآگاه یادش می اوفتادم و ازش میخواستم
که حرفهامو بشنوه و با اون دل پاکی که داره از خدا بخواد کمکم کنه
و تا حالا خداروشکر همیشه واسطه خوبی بین منو خدام بوده.
میر مریم خانوم خدا بیامرزدت...روحت شاد


